محمد تقي جعفري
240
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
* ( قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْه آباءَنا أَ وَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ ) * ( 1 ) ( و هنگامى كه به آنان گفته مىشد پيروى كنيد از آنچه كه خدا نازل كرده است ، آنها مىگفتند : ما پيروى مىكنيم از آنچه كه پدرانمان را در تبعيت از آنان دريافتيم [ آيا آنان باز از گذشتگانشان پيروى خواهند كرد ] اگر چه تعقل نمىكردند و هدايت را نپذيرفته بودند . ) با اين توبيخهاى قرآنى و با اين تأكيد امير المؤمنين عليه السلام به نوگرايى و پيش روى و پرهيز از عقب ماندن و ارتجاعگرايى ، و با اصرار شديد فرهنگ ادبى مسلمانان به نوبينى و نوجويى ، آيا باز مىتوان گفت : دين عموما حتى دين اسلام ، يك پديدهء ارتجاعى است خدايا ، اين چه ارتجاع است كه با وجود آن همه تأكيد به پيش رفتن و توبيخ و مردود شدن عقب گشتن و ارتجاع ، باز بعضى از بىخبران و يا غرض ورزان به ارتجاعى بودن دين اصرار مىورزند آيا فرهنگ اسلامى چنين ادبياتى ندارد : بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى هر لحظه مرا تازه خداى دگرستى اى مقيمان درت را عالمى در هر دمى رهروان راه عشقت هر دمى در عالمى خواجوى كرمانى تازه مىگير و كهن را مىسپار كه هر امسالت فزون است از سه پار مولوى هر نفس نو مىشود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقاء مولوى 25 ، 31 - و اعلم أنّ لكلّ ظاهر باطنا على مثاله ، فما طاب ظاهره طاب باطنه و ما خبث ظاهره خبث باطنه و قد قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله : « أنّ اللَّه يحبّ العبد و يبغض عمله و يحبّ العمل
--> ( 1 ) . البقرة ، آيه 170 .